بیگانه: پس آیا نباید ایرانیان را عدالت طلبان ِ برابری ستیز بنامیم؟
ثئای تتوس: به گمانم چنین است که می گویی
بیگانه: آیا عدالت طلبی با برابری ستیزی جمع می گردد؟
ثئای تتوس: منظور تو را با آنکه نیک به سخنانت گوش می سپارم فرا نمی گیرم
بیگانه: یعنی آیا می توان هم خواهان ِ عدالت بود و هم از در ِ ستیز با برابری درآمد؟
ثئای تتوس: نه! بنظرم عدالت طلبی با برابری خواهی یکی می نماید
بیگانه: اما دوستِ جوان ِ من، چنین نیست. از سخنی که چندی پیش برایت خواندم چنین بر می آید که ایرانیان ذلتِ "برابری" را نپذیرفته اند و "عدالت" را در نفی ِ برابری دیده اند
ثئای تتوس: ای بیگانه! اما آیا این را نوعی عدالت می توان شمرد؟
بیگانه: ای جوان! اگر به تعبیر دوستِ فرزانه ام چوب لباسی، برابری را که بوی ِ جنده گی می دهد بتوان "عادلانه" توصیف کرد، چرا نوعی عدالت در این بین نباشد که "عدالتِ بزرگمنشان" نام نهیم؟
...
رک: قطعه ی 1080 از مجلدِ سوم محاوراتِ مخلوقی - رساله ی سوفیستِ مجعول
2 Comments:
منظورت همون مزدك ميرزايي و عادل فردوسي پوره؟
By
., at 7:54 AM
...
بیگانه: پس آیا نباید ایرانیان را عدالت طلبان ِ برابری ستیز بنامیم؟
ثئای تتوس: به گمانم چنین است که می گویی
بیگانه: آیا عدالت طلبی با برابری ستیزی جمع می گردد؟
ثئای تتوس: منظور تو را با آنکه نیک به سخنانت گوش می سپارم فرا نمی گیرم
بیگانه: یعنی آیا می توان هم خواهان ِ عدالت بود و هم از در ِ ستیز با برابری درآمد؟
ثئای تتوس: نه! بنظرم عدالت طلبی با برابری خواهی یکی می نماید
بیگانه: اما دوستِ جوان ِ من، چنین نیست. از سخنی که چندی پیش برایت خواندم چنین بر می آید که ایرانیان ذلتِ "برابری" را نپذیرفته اند و "عدالت" را در نفی ِ برابری دیده اند
ثئای تتوس: ای بیگانه! اما آیا این را نوعی عدالت می توان شمرد؟
بیگانه: ای جوان! اگر به تعبیر دوستِ فرزانه ام چوب لباسی، برابری را که بوی ِ جنده گی می دهد بتوان "عادلانه" توصیف کرد، چرا نوعی عدالت در این بین نباشد که "عدالتِ بزرگمنشان" نام نهیم؟
...
رک: قطعه ی 1080 از مجلدِ سوم محاوراتِ مخلوقی - رساله ی سوفیستِ مجعول
By
Unknown, at 4:01 PM
Post a Comment
<< Home