انتقادات غیر سازنده من از زمین و زمان

Monday, April 10, 2006

about Civilization

/بازنگری شد/

شاید ارائه تعریف جامعی از بربریت و تمدن ضرورت داشته باشد
اما مسلما این دو واژه آنقدر به هم وابسته اند که ارائه تعریفی مستقل از هر یک عملا ناممکن است
تنها میتوان آنها را از طریق مشخص کردن حد و مرزشان تعریف کرد
و باز این حد و مرز آنقدر گسترده است که تعریف کامل آن شاید به سالها کار تحقیقاتی تخصصی نیاز داشته باشد
من در اینجا فقط یک تفاوت نه چندان بارز را که اتفاقا اهمیت فراوانی در هویت دادن به این دو قوم و فرهنگ دارد بررسی میکنم و به دو تفاوت دیگر نیز که تا حدودی برخاسته از آن تفاوت اولی است اشاره ای میکنم
---
.I
تفاوت در جهت گیری حس تحقیر
بربر در مواجهه با صحنه/موقعیت/فردی که نوعی حس کمبود را در او بر می انگیزاند دست به تحقیر آن صحنه/موقعیت/فرد میزند
در واقع او به فرافکنی تحقیری که معطوف به خودش است میپردازد
حس خودبرتر بینی که بین اقوام بربر رایج است احتمالا از همینجا می آید
دقیقا برعکس قوم متمدن که به خوبی آن صحنه/موقعیت/فرد را تحلیل کرده و با پی بردن به کمبود خودش ، تحقیر را معطوف به خود میسازد و از فرافکنی آن میپرهیزد
حس تحقیر فرد متمدن غالبا به صورت تحقیرنفس جلوه گر میشود
با این تفاصیل نتیجه گیری ای شتاب زده ما را وامیدارد تا بگوییم اگر ریشه سادیسم را در بربریت بدانیم، مازوخیسم ریشه در تمدن دارد
---
.II
بربر بیشتر بر من تاکید میکند و متمدن بر تو
بربر دیگران را در خودش میبیند و متمدن خود را در دیگران بازمیشناسد
---
.III
بربر مردانگی را تقدیس کرده و متمدن زنانگی را
توضیح: وقتی صحبت از تقدیس زن و زنانگی در جوامع متمدن می آید به هیچ عنوان نباید آن را با زن سالاری یا چیزی شبیه فمینیسم امروزی اشتباه گرفت. چه بربرها و چه اقوام متمدن هیچگاه به فکر برابری زن و مرد نبوده اند . هر دو تفاوت ها را پذیرفته اند پس اگر میبینیم که در عین سخن گفتن از تقدیس زن در جوامع متمدن ، کارکرد زن در آن جوامع فرق چندانی با کارکرد زن در جوامع بربر نداشته نباید تعجب کنیم. یکسان بودن کارکرد ها بدیهی است. تفاوت در نگرش متضاد اقوام نسبت به آن کارکرد بوده
:
کارکرد مرد جنگ و کارکرد زن زایندگی بود
بربرها مردسالار(به مفهوم مورد نظر) بودند . از این رو اهمیت فراوانی به جنگ میدادند. نماد های مقدس آنان هم یا ابزارها و سلاح های جنگی بود یا آلت رجولیت
آلت رجولیت به خصوص در نسل های اولیه رومیان باستان تقدیس میشده
توضیح ضروری درباب رومیان: این قوم در تاریخ گسترده اش یک استثنا بین اقوام بوده. بدین معنی که از بربریت محض شروع کرده و به تمدنی پیشرفته در سالهای میانی و پایانی حیاتش رسیده
هرچند که تمامی اقوام متدن از بدو پیدایش مسلما متمدن نبوده اند و از بربریت آغاز کرده اند اما منظور این است که ریشه ی بربریت اقوام رومی برخلاف سایر اقوام از نظر تاریخی مشخص است
در واقع این قوم از معدود اقوامی است که هم از تاریخ تمدن و هم از تاریخ بربریتش اطلاع دقیقی در دست داریم
قداست آلت تناسلی مرد را این قوم از زمان بربریتش اخذ نموده و مارس ( آرس= خدای جنگ یونانی) را به عنوان خدای برتر قوم خود انتخاب نموده
حال آنکه همین آرس در بین خدایان قوم متمدن یونان باستان، خدایی تقریبا درجه دو و -به علت ترشرویی و جنگ طلبی-مورد تنفر زئوس و خدایان برتر بود
برعکس، در اقوام متمدن زن سالاری(به مفهوم موردنظر) حاکم بوده . به جنگ بهایی داده نمیشد. جنگ تنها به عنوان دفاع از میهن و مرز وبوم( که هر دو مفاهیمی مونث اند) توجیه میشد
مارس را مقایسه کنید با خدای برتر شهر آتن؛ که نه یک خدای مذکر بلکه یک الهه بود. آتنا؛ الهه ی خرد
این که یونانیان خرد را به یک زن نسبت داده بوده اند نیز تاییدی است بر تقدیس زنانگی در بین اقوام متمدن
زایندگی مقدس بود .طبیعتِ زاینده که زن نمادی از آن بود- شاید هم خود، نمادی از زن- پرستیده میشد.
به همخوابگی به عنوان راهی برای کامل شدن مرد از طریقِ اتصال به زن(طبیعت) نگریسته میشد
در جشن های مذهبی غالب این اقوام، نزدیکی جنسی امری متداول بوده (برخلاف بربر ها که بیشتر بر قربانی کردن و خونریزی که اعمالی مردانه بود تاکید میکردند
نماد های مقدس شان برگرفته از آلت تناسلی زن است
یکی از مشهورترین این نماد ها که تصادفا من نیز بر گردن میبندم؛ صلیبی که در قسمت بالا بیضی شکل است
این نماد به وفور در نقاشی های معابد و داخل اهرام مصر باستان دیده میشود
که نمادی است از دستگاه تناسلی زن
-امروزه هم شکل تحریف شده ی آن به عنوان نماد جنس مونث استفاده میشود
بیضی بالای صلیب، رحم است
دو شاخه کناری تخمدان ها
و شاخه پایینی مجرای مهبل
و کل این نماد به عنوان نمادی از زایندگی طبیعت تقدیس میشد
اینکه مصریان باستان ساختمان دستگاه تناسلی را چطور اینقدر دقیق میدانسته اند به هیچوجه نباید عجیب باشد
به خصوص وقتی به یاد بیاوریم که آن ها برای مومیایی کردن اجسادشان ناگزیر از کالبد شکافی بوده اند
---
در پایان یک توصیه برای هر کسی که مشتاق پژوهش بیشتر در این زمینه است
پژوهشی دقیق و گشترده در تفاوت های بارزی که از نظر ساختاری بین زبان های با ریشه لاتین ( آلمانی، ایتالیایی، فرانسوی) که ریشه در فرهنگ متمدنانه لاتینی-رومی دارد و زبان انگلیسی که ریشه در فرهنگ بربرِ آنگلوساکسون ها دارد میتواند در تعیین تفاوت دید اقوام متمدن و بربر نسبت به جهان و اشیاء بسیار مفید واقع گردد

1 Comments:

  • تنِ حيوانِ وحشی [انسان] تا زمانی که در بند [تمدن] نيافتاده باشد چاک چاک نمی‌شود

    By Blogger Blind Pilot, at 12:13 AM  

Post a Comment

<< Home