Monday, April 24, 2006
یک زن فاحشه در نظر مردان هیچ ارج و منزلتی ندارد که هیچ، بلکه اکثرا به دیده تحقیر و حتی تنفر نگریسته میشود
زیرا فاحشه جدا از لذت جسمانی که به مرد میدهد-لذت جسمی که مسلما از لذتی که یک دختر بی تجربه به آن مرد میدهد بیشتر است- اما با القای حس برابری آن مرد با مردان دیگر در نظر وی منتهای توهین و تحقیر را نثار آن مرد کرده و از این طریق نه تنها لذت فوق العاده جسمی زائل میشود بلکه فشار روانی سنگینی نیز بر مرد وارد میشود
فاحشه اعلام میکند : همه مردانی که قادر به پرداخت فلان مبلغ مورد نظر باشند در لذت همخواب شدن با من برابرند
همین برابری مردان نزد فواحش است که مردان را وامیدارد به عنوان عکس العملی انتقامی دست به تحقیر و یا در موارد حاد دست به ضرب و جرح و یا حتی قتل فواحش بزنند
ارائه این مثال بارز برای فهم بعضی نکات لازم است
برابری در امکان دستیابی به هرچیزی، فرد را بی نهایت سرخورده، افسرده و خشمگین از خود میسازد
خیانت نیز به همین سبب در تمامی فرهنگ ها تقبیح شده است
خیانت به معشوق/معشوقه وی را در رابطه اش و لذتهای عاطفی/جسمانی اش با فردی خارجی برابر میسازد و او را بدین ترتیب شکنجه میدهد
---
جا برای بحث بسیار است اما از حوصله من خارج
پس خلاصه بگویم
دوستان، علت اصلی سرخوردگی تان در عصر حاضر را میدانید؟
آیا نمیبینید که در همه چیز و هر چیزتان؛ از داشته هایتان گرفته؛ خانه، ماشین، موبایل، حساب بانکی، کار، درآمد؛ تا حقوق تان؛ حق کار، حق رای، حق اظهار نظر، بیان، انتقاد تا روابطتان؛ دوستی هایتان، دوستهای دختر یا پسرتان، نامزدتان، زن تان، بچه هایتان، در همه چیز و هر چیزتان، در داشته ها و حتی نداشته هایتان چقدر برابری ئی منحوس با دیگران هست؟
چقدر برابری، چقدر هرزگی و چقدر جندگی؟
یافتن علت بیماری ساده است. دنبال درمان باشید برادران
برابری تنها در هیچ ممکن است
برابر نباشید؛ هیچ نباشید برادران
---
در همین رابطه نگاه کنید به

4 Comments:
ببین من این سرخوردگی رو با تمام وجود حس می کنم چون همیشه یکجور افراطی دلم می خواسته متفاوت باشم، یا حتی یک کم احمقانه صفت متفاوت واسم به چیزها ارزشی بیشتر می داده، اما یاد یه جایی تو کتاب جاودانگی میلان کوندرا افتادم که داشت بحث می کردکه (اگر اشتباه نکنم، خیلی سال پیش خوندم) نمی شه هر آدم یک ژست یا حرکت دست مخصوص به خودش داشته باشه، چون از لحاظ آمار و احتمالات انواع حالات ممکن خیلی کمتر از تعداد آدمها است، و این به نظرم یه جوری خیلی غم انگیزه، در ضمن یک علتش هم این رسانه های احمقانه است ، ریونیز تازه در موردش نوشته:www.chikh.blogspot.com
By
soudabeh, at 7:18 AM
بسیار نکتهسنجانه بود .... میتوان از این زاویه هم نگریست که برابری یعنی گم شدن هویت فردی ... یعنی بیاعتنا شدن به آنچه که فرد همهی عمرش را برای بدست آوردن آن صرف کرده است... یعنی دیده نشدن فردیت و ارزش قايل نشدن به استعدادهای خاص فرد... یعنی دیدن وی همانند هزاران دیگر در حالیکه برای این \ونه بودن بسیار تقلا کرده است...
By
Anonymous, at 4:04 PM
این عدم برابری باید همراه با برتری باشد تا ارضایمان کند
برادر
By
., at 11:26 AM
sorry, i do not agree, i used to agree though ... well, i wanted to be different and so on,
now , it has changed, i try not to be different and follow the average, except
in things that i really care about and have the knowledge and wish to be different
being different, in itself, is ... pointless
By
Reza Mahani, at 5:34 AM
Post a Comment
<< Home