انتقادات غیر سازنده من از زمین و زمان

Thursday, February 09, 2006

بداهه نویسی

اگر میتوانستیم همه ی آنچه را که موسیقی بدون مفاهیم بیان میکند، بدرستی با مفاهیم بیان کنیم، به فلسفه ی راستین میرسیدیم
شوپنهاوئر
---
جالب است. هرچند از نظر من بی معنی و اشتباه به نظر میرسد
چون به راستی موسیقی هیچ چیزی را بیان نمیکند-اگر آن را با ترانه و شعر غنایی اشتباه نگیریم
اگر نخواهیم این موضوع را به همه هنرها تعمیم دهیم لااقل میتوان گفت که موسیقی فقط فرم است
محتوا چیزی است که مخاطب-آفریننده نیز نوعی مخاطب است-به فرم نسبت میدهد
در اینجا این نکته مطرح میشود که آیا لزوما برتری بر آن محتوایی که هنرمند به فرم اثرش نسبت میدهد باید قائل شد نسبت به محتوایی که یک مخاطب دیگر به آن؟
تنها برتری مشهود این است که - البته در اکثر موارد، اگر که بداهه نوازی یا به کل موارد بداهه را در هنر نادیده بگیریم-هنرمند فرم را با الهام از آن محتوای ذهنی میسازد
در واقع در مورد هنرمند محتوا مقدم است بر فرم اثری که آفریده
اما این فرم وقتی از ذهن هنرمند رها میشود و به جهان عرضه میشود هیچ نشانه ای از محتوا ندارد
و بدین ترییب هر مخاطب از آن شهودی وابسته به درونیات خود میکند و به صورت محتوا به فرم نسبت میدهد
از این نظر نسبت محتوای موردنظر هنرمند به فرم مثل دردزایمان مادر است به کودک متولد شده
نشانه ای از این درد در کودک نمیماند و بیهوده است که کودک را با درد زایمان بشناسیم
پس وقتی اثر هنری به مفهوم واقعی ریلیز میشود و در جهان مخاطبان رها میگردد هیچ برتری بر محتواهای گوناگونی که به آن نسبت داده میشود نیست و آفریننده نیز در این جهان صرفا فقط یک مخاطب است
همانطور که مادر هم پس از زادن کودک صرفا میتواند او را نظاره کند و دیگر او را در درون خود نخواهد داشت

1 Comments:

  • اول یکی از کتابای شعر کدکنی بود گویا ( که البته بنده یادم نیست دقیقا به چه صورت به دست ما رسیده بود) ، که نقل کرده بود از عین القضوة همدانی
    که می گه ، شعر مثل آینه است
    اینکه بگی معنی شعر اونیه که شاعر قصد کرده ، مثل اینه که بگی تصویر اصلی آینه ، تصویر کسیه که آینه رو ساخته ، تصویری که اولین بار افتاده توش

    یا هم چی چیزایی

    By Blogger MadEye, at 10:53 PM  

Post a Comment

<< Home