انتقادات غیر سازنده من از زمین و زمان

Thursday, January 26, 2006

تراسیماخوس، نیچه، مینارد جیمز کینان و باقی قضایا

در نخستین کتاب جمهوری(افلاطون) پس از آنکه سقراط بحث شیرینی درباره ی عدالت میکند تراسیماخوس که حوصله اش سر رفته با اعتراض شدید به این مهملات کودکانه ناگهان وارد بحث میشود و با قوت و تاکید تمام اعلام میکند که: عدالت چیزی جز منافع اقویا نیست
تاریخ فلسفه غرب-راسل
---
شاعر فخیم و پرگهر؛ مولانا مینارد جیمز کینان ، عضو انجمن موسیفایی پیشروفلزی(پراگرسیو متال) تول در آهنگ جرک آف میفرمایند
Someone told me once that there's a right and wrong
punishment would come to those who dare to cross the line.
و در ادامه یاس و نا امیدی انسان فرودست از تربیت نخ نمای اخلاقی که در دوران کودکی با آن دست به گریبان بوده را در پرده گوش سوراخ شده مخاطب فرو میکند با بیت زیر
But it must not be true for jerk-offs like you.
Maybe it takes longer to catch a total asshole.
but I'm tired of waiting
کینان نیز مانند تراسیماخوس و مانند هر انسان درد کشیده دیگر به خوبی با این حقیقت تلخ-برای فرودستان- آشناست که عدالت چیزی جز طبلی توخالی نیست که توسط ضعفا و برای فراری دادن فرادستان بر آن کوبیده میشود
حضرت نیچه در تبارشناسی اخلاق هر ملتی را به دو دسته فرادست و فرودست تقسیم میفرمایند
طبقه فرادست طبقه ای است قدرتمند که -همانطور که تراسیماخوس تاکید کرد- هر کاری دلش میخواهد را انجام میدهد حال یا به اسم قانون یا حتی فراقانون و مسلما کسی حق اعتراض را ندارد و حتی اگر اعتراضی هم باشد به گوش نخواهد رسید
طبقه فرودست، قربانی است. کار میکند اما حاصل زحمت خود را نمیبیند و شاهد این هست که حاصل تلاشهایش را طبقه فرادست با اهرم زور از چنگ او در می آورند
از این نظر و با توجه به فرمایشات حضرت نیچه؛در مقام مثال مردم جامعه به دو دسته گوسفند و عقاب شکاری تقسیم میشوند
گوشفندان فرودستانند که شاهد آن هستند که چطور عقاب بره های آنان را با چنگالهای قوی اش از بینشان میرباید و میدرد و نوش جان میفرماید
از دید ما انسانها وقتی به تماشای راز بقا ی شبکه ی ملی صدا و سیما یا شبکه های ماهواره ای مشغولیم هیچ ظلم و تعدی خاصی صورت نگرفته
این قانون طبیعت است
عقاب اگر شکار نکند بره را؛ یا شیر اگر آهو را ندرد خود از گرسنگی تلف میشود
از نظر ما او حق دارد شکار کند؛ بدرد و خون بریزد
از نظر ما این عین عدالت است
اما از نظر دانشمندی از بین گوسفندان چه طور؟
او قدری تفکر میکند و سپس با بع بعی لرزان و نامطمئن میگوید
عقاب این حق را ندارد که بچه های مارا بکشد و بخورد
این خلاف عدالت است
زورگویی ظلم است
قتل، جنایت است
و قس علی هذا
و اگر روباه هوشیاری آن وسط پیدا شود و بگوید : چه کسی این حرف را زده؟ گوسفند فیلسوف ما که میداند خود آنقدر ضعیف است که ضمانتی برای اجرای این گفته هایش نباشد (در مقام قانون گذاری نیست؛ چون قانون گذاری کار فرادستان است؛ قانون گذاری قدرت میخواهد که او فاقد است) بع بعی میکند و با فرافکنی زیرکانه ای؛ حرف های خود را در دهان موجود خیالی میگذارد که حتی از عقاب نیز قدرتمند تر است
خدا این حرف را زده
نیچه میگوید-شاید هم من این طور برداشت میکنم- که قانون گذاری کار فرادستان است و اخلاق سلاح فرودستان برای مقابله با آن
از این روست که هر ملتی در هر بازه تاریخی اخلاق و مذهبی متفاوت از ملت دیگر و دوران دیگر داشته است-و هنوز هم دارد
---
برفراز هر ملتی لوحی از نیکی ها آویخته است. هان! این لوح چیرگی های اوست. هان! این بانگ خواست قدرت اوست
ستودنی نزد او آن است که بر او دشوار مینماید و آن چه را که دشوار و ناگزیر مینماید نیک مینامد و آن چه را که از درون برترین نیاز بر میخیزد؛ آن کمیاب، آن دشوارترین را مقدس میشمارد
چنین گفت زرتشت. بخش یکم درباره ی هزار و یک غایت
---
این هم اهرم دوم اخلاق
اخلاق-همانطور که در تعالیم اسلامی هم به خوبی متمایز شده- دو بخش دارد
یک بخش امر کننده-امر به معروف
و دیگر نهی کننده-نهی از منکر
امر کننده بخش تقلید کننده است از رفتار فرادستان برای نیل به قدرت
فرودست میپرسد : فرا دست چه میکند که اینقدر قدرتمند است و میتواند زور بگوید؟
من هم میخواهم مثل او شوم
من هم میخواهم قوی شوم
پس از او تقلید میکنم
این است که اخلاق-مثلا- میگوید: راست گویی خوب است
چرا؟
چون قدرتمندان همیشه حقیقت را میگویند؛ آنها از هیچ چیزی نیمترسند که بخواهند دروغگویی و پنهان کاری کنند
دروغگویی کار فرودستان و ضعفاست که مثلا در برابر مامور مالیات به دروغ میگویند: سال پیش قحطی شد و غله ای برایم نمانده
دروغ میگوید تا حاصل دسترنجش را حفظ کند
اما او دیگر از ضعف خود خسته شده
پس میخواهد-حتی به قیمت جانش- راست بگوید: غله دارم اما مالیات زور به تو نمیدهم
امر به معروف، خواست قدرت است برای فرودستان
خواست پرواز است برای گوسفندانی که میخواهند گرگ شوند
---
نهی از منکر؛ اما اهرمی است که میخواهد فرادست را پایین بکشد
نهی از منکر؛ نهی میکند فرادست را از خواست قدرت
ظلم نکن؛ زور نگو؛ حق دیگری را نخور؛ زنا نکن؛ قتل نکن
و در یک کلام: فرا دست نباش
بیا و ضعیف شو
بیا و به رنگ ما درآ
بیا و گوسفند باش
از خدا بترس
ترسو باش و بزدل
نهی از منکر آمده تا بالهای عقاب را بچیند و او را در میان گوسفندان بیندازد
---
از این جهت اخلاق فرودستان اگرچه در ظاهر عدالت را در برابری میبیند(نیچه برابری را مرگ عدالت مینامد) اما به آن هم قانع نیست
ظلم هایی که بر او رفته و گناه هایی که صورت گرفته او را خشمگین ساخته
او آمده برای انقلاب
اخلاق ماهیتی انقلابی دارد
او آنقدر امر به معروف میکند و آنقدر نهی از منکر که عاقبت جای فرادست و فرودست عوض شود
مولانا کینان ادامه میدهد
Maybe it's just bullshit and I should play GOD
and shoot you myself
اینجا نقطه بحران است
جایی است که فرودست اخلاق گرای ما از خدای خیالی اش نا امید میشود و راسا اقدام به مجازات فرادست میکند
باز نیچه میگوید
اگر من بی سرو پای ام؛ پس تو چرا نیستی؟ و با این منطق است که انقلاب میکنند...
غروب بتها پویندگی های مرد نابهنگام پاره ی 34
---
به نظر من از جایی که یک مذهبی اخلاق گرا ایستاده تا جایی که آنارشیستی مثل راوی آهنگ جرک آف قرار دارد فقط یک قدم فاصله است
چیزی که آنها را از هم جدا میکند یک دروغ کوچک است به نام ایمان
اولی هنوز ایمان دارد به روز داوری و دومی خود را داور میبیند و میگوید امروز روز داوری است
---
آنارشیست مدتی تامل میکند
قانون فرادستان از آن جهت بر اخلاق او برتری دارد که مجازاتش نقد است نه نسیه-آن سان که اخلاق مجازات میکند
آنارشیست میبیند ظلم هایی که به او شده بی مجازات مانده اما کوچکترین کار خلاف قانون او با مجازات همراه بوده
اینجاست که از ضعف قانون کمک میگیرد
قانون آنهایی را که میبیند مجازات میکند
پس راه فراری هم هست
و سپس یک مغالطه کوچک دیگر-چون او هنوز راضی به دور انداختن اخلاق نیست
نکند اخلاق هم همین باشد؟
نکند کار فقط وقتی بد باشد که تو دیده شوی؟
که گرفته شوی؟
Consequences dictate our course of action
it doesn't matter what's right
.It's only wrong if you get caught.
If consequences dictate my course of action
I should play GOD
and shoot you myself
---
گفته تراسیماخوس هنوز بی جواب است
پس انقلاب هنوز زنده است

0 Comments:



<< Home