انتقادات غیر سازنده من از زمین و زمان

Saturday, September 02, 2006

سلامت و فلسفه

واقعیت یک جامعه هیچگاه به صورت ارزش اخلاقی پدیدار نمیشود. ارزش اخلاقی یک آرزو است نه یک داشته
این موضوع همیشه مرا به این نتیجه میرساند که ایرانیان باستان با آن شعار گفتار و پندار و کردار نیک زرتشتشان، انسانهایی دروغگو، بد اندیش و بدکردار بوده اند
چه در غیر این صورت ظهور پیامبری با این سرلوحه بی معنا مینمود
یونان باستان را که نگاه کنیم این موضوع معنی دار تر به نظر میرسد
ارزش اخلاقی اصلی ایشان دوستی و اتحاد بود، در اساطیرشان هم پیمانی و برادری موج میزند آنجا که میبینیم همه ی دولتشهرها متحد با هم تروا را به زانو در می آورند.
اما واقعیت یونان چیزی جز جنگ های داخلی و هرج و مرج و برادرکشی نبود
در حقیقت تا جامعه ای درگیر پلوپونزی ها نباشد نمیتواند تروآ ها را بسراید
---
تنها روم بود که نه پیامبری زایید و نه شاعری و نه فیلسوفی، نه اسطوره ای از دل آن بیرون آمد نه دستگاهی و نه مذهبی
از دل روم تنها مورخ، تنها تاریخ-نه افسانه- بیرون آمد زیرا که روم جامعه ای سالم بود

1 Comments:

  • می توان در فضیحت اخلاقی که مشروعیتش از موجود ابلهی به نام خداست که بیشتر حکم مترسکی را دارد که باعث می شود عروسک های یکدیگر را ندزدیم ساعتها و صفحه ها مطلب نوشت.
    این را هم می توان ادعا کرد هرچه میزان اسطوره زایی و اسطوره پرستی و خرافه پروری در جامعه ای کمتر باشد حقیقت در آن جامعه کمتر توسری خور و در حاشیه خواهد بود.
    اما آیا می توان ادعا کرد مکاتب اخلاقی مادیون ره آوردی بیش از تعاریف سوفسطاییان یونانی از اخلاق برای ابنا ﺀ بشربه همراه داشته است.
    اگر این شانیت را برای دین قائل نیستیم که معیاری برای ارزشهای اخلاقی باشد پس کجا می توانیم پاسخ انبوه سوالاتمان در باب مبانی اخلاق را جستجو کنیم. کدام مکتب اخلاقی زاده ذهن بشر مدعی راه حلی بر بی اخلاقی هایمان است . می توان ارزشهای اخلاقی را بنیان گذاشت که به طبیعتمان بی مهری نکند و نافی اراده و آزادیهایمان نباشد؟ می توانیم ساده لوحانه همه چیز را به قانون حواله کنیم و خودمان را به لودگی بزنیم و بگوییم اخلاق همان چیزیست که قانون تعیین می کند؟

    By Anonymous Anonymous, at 3:56 PM  

Post a Comment

<< Home